|
خدایا! بمن رفیقی بده که با من گریه کند. دوستی که با من بخندد را خودم پیدا خواهم کرد
به گزارش «فارس»، یکی از اعضای گروه جنینشناسی پژوهشکده رویان در نخستین سمپوزیوم جنینشناسی درخصوص شبیه سازی در جمع خبرنگاران اعلام کرده است که در پژوهشکده رویان موفقیتهایی در زمینه بارورشدن با حذف اسپرم صورت گرفته است و گفته: «در روشهای تحقیقی که در پژوهشگاه رویان انجام دادهایم، ماده ژنتیکی مادر و پدر را حذف و با استفاده از سلولهای مادر که دارای ماده ژنتیکی کامل است، عمل باروری صورت میپذیرد؛ یعنی مادر میتواند بدون نیاز به اسپرم مرد، بارور شود.»
به تازگی
فهمیدم "خیال "و نباید بافت باید ساخت.. تا کسی نتونه بافته های آدم و رشته کنه ! عوضی مگه تو نبودی که عشق و خیال و با هم پیوند زدی؟
نام آهنگ : Hotel California ترجمه در ادامه مطلب:
از يك استاد سخنور دعوت بعمل آمد كه درجمع مديران ارشد يك سازمان ايراد سخن نمايد.
محور سخنرانى درخصوص مسائل انگيزشى و چگونگى ارتقاء سطح روحيه كاركنان دورميزد.
استاد شروع به سخن نمود و پس از مدتى كه توجه حضار كاملا" به گفته هايش جلب شده بود،
چنين گفت: "آرى دوستان، من بهترين سالهاى زندگى را درآغوش زنى گذراندم كه همسرم نبود".
ناگهان سكوت شوك برانگيزى جمع حضار را فرا گرفت!
استاد وقتى تعجب آنان را ديد، پس از كمى مكث ادامه داد: "آن زن، مادرم بود".
حاضران شروع به خنديدن كردند و استاد سخنان خود را ادامه داد...
-
-
-
تقريبا" يك هفته از آن قضيه سپرى گشت تا اينكه يكى از مديران ارشد همان سازمان
به همراه همسرش به يك ميهمانى نيمه رسمى دعوت شد.
آن مدير از جمله افراد پركار و تلاشگر سازمان بود كه هميشه خدا سرش شلوغ بود.
او خواست كه خودى نشان داده و در جمع دوستان و آشنايان با بازگو كردن همان لطيفه، محفل را بيشتر گرم كند. لذا با صداى بلند گفت:
"آرى، من بهترين سالهاى زندگى خود را درآغوش زنى گذرانده ام كه همسرم نبود!".
همانطورى كه انتظارميرفت سكوت توام با شك همه را فرا گرفت
و طبيعتا" همسرش نيز دراوج خشم و حسادت بسر ميبرد.
مدير كه وقت را مناسب ميديد، خواست لطيفه را ادامه دهد، اما از بد حادثه، چيزى به خاطرش نيامد
وهرچه زمان گذشت، سوءظن ميهمانان نسبت به او بيشتر شد، تا اينكه بناچار گفت:
"راستش دوستان، هرچى فكر ميكنم، نميتونم بخاطر بيارم آن خانم كى بود!"
گنجيشك كوچولو تو يك روز سرد زمستون داشت بالاي يك مزرعه پرواز ميكرد. هوا اونقدر سرد بود كه بعد از يك مدت گنجيشك كوچولو تو هوا يخ زد و افتاد پايين. يك مدت همينطور مثل يك گلوله يخ زده اونجا افتاده بود كه يهو آقا گاوه كه داشت از اونجا رد ميشد يك تاپاله مشتيِ با پدر مادر انداخت رو گنجيشك كوچولو. چند دقيقه بعد گرماي مطبوع تاپالهي آقا گاوه يخ گنجيشك كوچولو رو آب كرد و گنجيشك كوچولو هم كه حالا حسابي گرم شده بود، از شدت خوشحالي شروع كرد به آواز خوندن. صداي آواز گنجيشك كوچولو رسيد به گوش آقا گربه كه از همون نزديكي ميگذشت و اون هم صدا رو دنبال كرد و اومد بالاسر تاپالهي آقا گاوه و با دقت گنجيشك كوچولو رو از اون تو درآورد و بعد هم با لذت خوردش. نكتة مديريتي اول: هركسي كه تا گردن ميرينه به آدم، دشمن آدم نيست! نكتة مديريتي دوم: هركسي كه آدم رو از تو گه نجات ميده، رفيق آدم نيست! نكتة مديريتي سوم: اگه تا گردن تو گـه گير كردين، لااقل دهنتون رو ببنيدن!
پاسخ علی اکبر دهخدا به صدای آمریکا (خواندنی)
|
About
به دکتر شریعتی گفتند استاد ، سیگار طول زندگی آدم رو کوتاه میکنه Archivesتیر 1390خرداد 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 شهریور 1389 Links
موناجون18 |